چندتایی هم که جلوتر بودن بهم گفتن چی داری بخوریم:/// حیف که بابام وایساده بود وگرنه... در اون شرایطم هیچ غلطی نمیتونستم کنم البته:///
اینا همه به کنار اون دخترا چرا اونجوری بودن؟! خدا به دووور وافعنننن... من اصلن امیشناختمشون تا منو دیدن اومدن جلو سلام علیک کردن من گفتم حتمن اشنا هستن نگاه کردم دیدم نه... بکی گفت ریحانه چطوره؟! خوبه؟!
در اون شرایط:
من:/
ریحانه:/
نسبت من و ریحانه:/ :|
برچسب:
نویسنده: مینا کوهی